احتمالا به خاطر باران های بهاری است که کاه ها با این سرعت دارند نفس می کشند! به هر حال، هر علتی که داشته باشد، مترسک دارد سبز می شود و کم کم تبدیل می شود به آدم؛ یک نوع تناسخ شاید، مثل پینوکیو مثلا! آدم بودن البته بعد از این همه سال زندگی شهری برای مترسک ترسناک یا سخت نیست، ولی دردسرهای خاص خودش را دارد، حداقلش این که: کلاه حصیری دیگر سرپوشی برای رفتارهای غیر آدمانه نخواهد بود!
++++++++++++++++
پس نوشت:
غیر آدمانه، این جا به عنوان فحش به کار نرفته است، بلکه صرفا معنای مترسکانه می دهد!
++++++++++++++++
گلک نوشت:
شصت پست کافی نیست برای خرج کردن تمام مترسک بودنم، ولی ترجیح می دهم جور دیگری خودم را بنویسم :)
کاه ها نسبتا خلوت اند! شلوغ هم که باشند، مترسک همان مترسک قبلی است. همان یک مشت کاه، یک کلاه حصیری و یک سیب زمینی. آدم ها اما رفتارشان جور دیگری شده است. دوستان نزدیک مترسک هم خیلی کم حالش را می پرسند و مترسک تعجب می کند که چرا مدام شلوغی کاه ها را بهانه نبودنشان می کنند. شاید به این خاطر که مترسک مدتی قبل در جالیزش نوشت: تنها نیستم! و آدم ها فکر کردند حتما تاریخ مصرفشان گذشته و مترسکی با شرایط جدید آدم های جدید هم می خواهد! کاش آدم ها شرایطی مشابه را تجربه کرده بودند تا بدانند مترسکی که تنها نیست هم، گاهی چه قدر به هم صحبتی شان نیاز دارد.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
بعد نوشت:
مترسک داشت موازی همین پست غر می زد که : چرا و از بعضی ها که انتظار نداری... ، که آدمک کاهی گفت: " خب اگه ازشون انتظار داشتی که مسئله ای نبود؛ تمرین کن که در مقابل اونایی که ازشون انتظار نداری، کوتاه بیای و به هم نریزی! " و مترسک دهان نداشته اش باز ماند از منطق روشن این حرف، و از این که گاهی اتفاقات آن قدر دم دستی است که به خودت زحمت نمی دهی فکر کنی ارزش دلخوری دارد یا نه و مستقیم دلگیر می شوی!
کاه های حوالی سر مترسک، این روزها خیلی شلوغ و درهم تنیده اند و تنها چیزی که مترسک می تواند از آن در این شرایط کمک بگیرد، کلاه حصیری است. همین فعلا!
-----------------------------------------
گلک نوشت:
پست امروزم همین بود،بعد از چند روز بی خبری و امروز سر زدم، و کامنت ها...... . و گاهی همین بی خبری های کوتاه چقدر باور خبر را غیر ممکن می کنند... . روحش شاد و قرین رحمت.
روزها نو باشند یا کهنه می گذرند و گاهی حسابشان در دایره انگشت های مترسک نمی گنجد. در این روزهای نو، بازه های زمانی برای مترسک مهم شده اند و مترسک عمرا بداند روزی که دارد می گذرد چند شنبه است یا چندمین روز ماه!
----------------------------------------------
گلک نوشت:
۱. سال نو مبارک.
۲. با این که سفرم خیلی طولانی نیست، هنوز نرفته دلتنگم.

