تبليغاتX
مترسک آبپاش به دست

آدم جماعت وقتی حالش از دست یکی بد باشه، کلی راه داره واسه آروم شدن؛ می تونه داد بزنه سر طرف، دعوا کنه، بزنش! ولی وقتی حال آدم جماعت، بی خود و بی جهت بد میشه و آدم جماعت بی حوصله س و اعصاب نداره؛ سخت میشه راه خلاصی از دست حس و حال های مزخرف رو پیدا کرد. هیشکی هم مقصر نیست که بشه جای کیسه بوکس ازش استفاده کرد! تازه بدیش اینه که در حالت اول آدم جماعت با یکی دعواش میشه؛ ولی در این حالت با هرکی سر راهش سبز بشه! واسه همین وقتی حال آدم جماعت خوب میشه نسبتا، تازه باید بیفته دنبال معذرت خواهی و کیسه یخ گذاشتن زیر چشمای کیسه بوکس ها!

 ++++++++++++++++++++++++

پس نوشت: بازم به این سپید جماعت و مروارید جماعت که گاهی یه تکی میدن!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 19:6; توسط  گلک  | 


۱. سفر خوب بود طبعا، اما دلچسب نه! چند روزیه برگشتم. نمی دونم حوصله سرعت پایین خط ها رو نداشتم یا فضای مجازی رو. خلاصه برای خودم بهونه تراشیدم و این طرفا پیدام نشد!

۲. میگن هر سفری یه کوله بار تجربه س . این چند روز واسه من فقط تجربه یه دلتنگی عمیق بود، برای تویی که همه حجم بودنم رو پر کردی. چه قدر خالی و پژمرده بودم این مدت، و حالا چه قدر زنده م با عطر نفسات.

۳. اووووووووووووووووووووووووووووه! چه قدر خبر بوده همین دو هفته که من نبودم! یه ساعتیه دارم ول می گردم تو نت!

۴. بار اولی بود که چند روزی نبودم و دلم واسه تهران و کتابام و اینا تنگ نشد!

۵. ببینم مسنجر پیامای خداحافظی منو به دوستان خارج از کشورم رسونده آیا؟! داخلیا که هیچ کدوم نگرفتن! خلاصه : سلام!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 16:46; توسط  گلک  | 


به تغییر فضا احتیاج دارم این روزها. و سفری که در پیش دارم، فردا، بهونه خوبیه واسه خیلی از تغییرها.جمع حلال کنن لطفا. مطمئن باشین که واسه تک تک تون بهترین ها رو خواهم خواست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 16:1; توسط  گلک  |